هی سیب نارس چیدی از باغ بهشتت
دیدی که راضی نیستی از سرنوشتت
هی صبر کردی، صبر اما بی علاجه
از صبر کردن روحت انقدر هاج واجه
بارون حریفه شر شر چشم ترت نیست
سقفی که باید باشه بالای سرت نیست
سقفی که باید باشه بالای سرت نیست.
◎◎◎
برچسب:
نویسنده: مبین محمدی